تبلیغات
چَــمـتـا - مطالب هنر

حقیقت تلخ پایتخت

جمعه 12 فروردین 1390  04:30 ب.ظ

نوع مطلب :فرهنگ ،هنر ،

نوروز امسال میهمان اقوام و بستگان و دوستان در مازندران بودم .  آنجا شب نشینی ها عموما مواجه بود با تماشای سریال "پایتخت". با شروع این سریال همه دور تلوزیون جمع می شدند و با خوردن آجیل و تنقلات ، با دقت و وسواس این مجموعه را می دیدند و كلی هم می خندیدند.  از آنجائیكه این سریال با گویش خاصی از مازندران ساخته شد لذا مورد توجه  بسیاری از خانواده ها قرار گرفته به نحوی كه حتی برخی از دیالو گ ها تكه كلام بسیاری از مازندرانی شد  مانند "نقی نــاهــار نخردمـه"

با توجه به اینكه این سریال را در جمع های مختلفی  از مازندرانی ها تماشا كردم. نظرات ودیدگا ه های آنان بعد از دیدن سریال برایم جالب بود. برخی معتقد بودند كه این سریال، شعور و فرهنگ اصیل مازندرانی ها  را به تمسخر گرفته و آن را توهین تلقی می كردند. برخی دیگر  به این موضوع نگاه مثبتی داشتند و می گفتند : این سریال صفا صمیمیت و صداقت مردمان مازندرانی را به نمایش گذاشته است. عده ای نیز بر این باور بودند كه اساسا دستمایه قرار دادن گویش ها و لهجه ها قومیت ها برای خنداندن مردم كاری اشتباه و به دور از تعالیم اسلامی است.

بنده نیز  قصد نقد و بررسی سریال را ندارم . اینكه لهجه مازنی در این سریال به تمسخر گرفته شده یا خیر ؟ و یا اینكه چقدر سیروس مقدم كارگردان این فیلم در رساندن پیام  اصلی سریال كه همان بیان معضلات و مشكلات شهر های بزرگ و تشویق مردم به سكونت در شهرستانها موفق بوده یا خیر؟ اینكه به بهانه ی به تصویر كشیدن صفا و صمیمت خانواد های شهرستانی در این فیلم برخی از اعتقادات آنان زیر سئوال رفته یا نه ؟ موضوعی است كه در فرصتی دیگر باید به آن پرداخته شود.  اما آنچه كه مسلم است قصه پایتخت قصه تنها مازنی ها نیست قصه درد و رنج همه مردمان عزیز كشور من است. حكایت  خانواده های پاك، سالم و اصیل و با عاطفه ایرانی است. فریاد تلخی است از ناهنجاریها، معضلات و مشكلات جامعه ی من. خانواده "نقی" حقیقت جامعه ماست كه قابل انكار نیست. اگر چه با دیدن این سریال می خندیدیم اما این خندیدن از روی شادی نبود بلکه خنده تلخی بود بر  دردها و رنج ها.

"در همین زمینه دوستم خوبم علیرضا كیاسری نقدی نوشته است كه با كلیك بر روی «
ییلاقستان » آن را بخوانید"

نوشته شده توسط: رضا عموزادی | آخرین ویرایش:چهارشنبه 22 آذر 1391 | نظرات ()

لینك های مرتبط: بی مهری رسانه ملی به اقوام ایرانی ، من یک مازندرانی پایتخت نشین هستم ... ،
برچسب ها: حقیقت تلخ پایتخت ، فریاد تلخ سریال پایتخت ، سریال پایتخت ، نقدر سریال پایتخت ، عموزادی ، چمتا ،

تـوهــم سه بعدی

سه شنبه 24 اسفند 1389  11:14 ق.ظ

نوع مطلب :هنر ،

Realistic 3D Murals (20 pics) 

 برای دیدن تصاویر بیشتری از نقاشی های سه بعدی بر روی عکس با لا کلیک کنید

 

مدتی پیش یکی از دوستان خوب برایم تصاویری از نقاشی هائی تحت عنوان نقاشی های سه بعدی  ایمیل کرد. با دیدن آن تصاویر جذاب و زیبا تصمیم گرفتم برای شناخت بیشتر از این نوع سبک نقاشی، جستجوئی در اینترنت داشته باشم که در این اثناء با آثار هنرمند عزیزی آشنا شدم که بسیار برایم جذاب و جالب بود. دکتر احمد ناد علیان از هنرمندان برجسته کشور است که در زمینه هنر محیطی در عرصه بین المللی آثار منحصر به فرد و شگفت انگیزی آفریده است. او دكترای خود را در زمینه نقاشی و تزئینات دیواری از دانشگاه مركزی انگلستان(UCE) اخذ کرد. به بهانه شناخت بیشتر از نقاشی های سه بعدی ارتباط تلفنی با این استاد هنرمند برقرار نمودم.

  

 اثری از استاد احمد نادعلیان

استاد نادعلیان در خصوص سه بعدی بودن این نوع از نقاشی ها گفت : در واقع این نقاشی ها سه بعدی نیستند بلکه به جهت نوع فرم ، رنگ و سایه ها در بیننده خطای چشم ایجاد می کنند  و  در یک فضای توهمی احساس می شود آن سطح دارای عمق و پرسپکتیو و حجم است.

او در خصوص سبک بکار برده شده در این نقاشی ها اشاره کرد که : اساسا این نوع نقاشی هنرمندانه و پیشرو نیستند که بخواهند سبک خاصی داشته باشند در واقع نقاشان آن از  سبک های رئالیسم و ناتورالیسم پیروی می کنند.

incredible murals by john pugh04 تصاویر نقاشی‌ های ۳بعدی حیرت‌ انگیز روی دیوار !

این استاد هنر همچنین گفت : از این نوع نقاشی  بیشتر به منظور جذب توریسم و یا زیبا سازی محیط شهری در اغلب کشورها بر روی دیوار ساختمان ها و یا کف خیابان ها  استفاده می شود که در همین شهر تهران هم نمونه های از آن کار شده است.  وی افزود : نوع دیگری از این نقاشی ها وجود دارد که هنرمند با بکار گرفتن نور بر شدت وهم و خیال تصویر می افزاید.

از این استاد عزیز در خواست کردم برای گفتگو در زمینه سبک کاری و آثار خودشان فرصتی را در اختیارم بگذارند که متواضعانه پذیرفتند و وعده ی  آن را برای بعد از تعطیلات نوروز دادند. از ایشان به جهت فروتنی و لطفی که در انجام این مکالمه داشته اند بی نهایت سپاسگزارم.


نوشته شده توسط: رضا عموزادی | آخرین ویرایش:شنبه 13 فروردین 1390 | نظرات ()

برچسب ها: نقاشی های سه بعدی ، هنرهای محیطی ، استاد احمد نادعلیان ، وهم و خیال در نقاشی ، نقاشی های دیواری ، جذب توریست ، توهم سه یعدی ،

كتاب فرش نفیس قرآن كریم تجلی هنر ناب اسلامی

جمعه 13 اسفند 1389  11:17 ق.ظ

نوع مطلب :هنر ،

http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/11438/B/13891209_0411438.jpg

(یادداشت زیر بر اساس گفتگوی كوتاه انجام شده با یكی از مسئولان دانشگاه هنر اسلامی تبریز «كه فروتنانه نخواستند نامی از ایشان برده شود» تنظیم شده است)

سالها پیش، آن روز كه رهبر بزرگوار انقلاب اسلامی، در جمع مسئولان و هنرمندان از هنر اسلامی و هنرمندان متعهد سخن می گفتند و بر لزوم اهتمام و توجه بر توسعه و تولید هنری برخاسته از اندیشه های زلال اسلامی و دینی تاكید می ورزیدند. مردمانی ولایتمدار و انقلابی از دیار هنر و هنرپرور تبریز، گرد هم آمدند تا برای جامعه عمل پوشاندن به آرمان های مولا و مقتدای خویش چاره ای اندیشه سازند.

آنان به خوبی دریافته بودند كه برای پیشرفت و توسعه هنراصیل اسلامی، باید بستری را برای آموزش و تربیت هنرمندانی متعهد به اسلام و انقلاب فراهم آورند. از این سبب، موضوع تاسیس دانشگاه هنر اسلامی تفكر ارزشمند و بكری بود كه، پس از سپری شدن سالها از عمر با بركت انقلاب اسلامی جای خالی آن به درستی احساس می شد. اگرچه آن روز ها عده ای قائل به افزودن پسوند اسلام برای هنر نبودند و بر طبل تو خالی هنر برای هنر می كوبیدند. اما، نخبگان و فرهیختگان تبریزی با تلاش بسیار، باور قلبی و ایمان اسلامی خود تمامی سختی ها را به جان خریدند و به لطف یكتا هنرمند هستی (خداوند جل علی)، دانشگاه هنر اسلامی را در مهد فرهنگ و هنر ایران زمین(سال 1378) بنا نهادند. 

شاید از همان سالهای نخستین كه دانشگاه هنر اسلامی تبریز در حال شكل گیری بود. مسئولان و استادان آن بر این اندیشه بودند تا برای معرفی هنر اصیل اسلامی طرحی نو در اندازند. كه البته دیری نپاید كه تابلو فرشی مزین به آیاتی از قرآن كریم بافته شده توسط یك هنرمند سنتی فرشباف، زمینه ساز حركتی نیك و در خور تحسین گردید. آری، تولید "كتابفرش نفیس كل قرآن كریم" می تواند ارمغانی گرانبها و ارزشمند برای  معرفی هنر اسلامی به جهانیان باشد.

تیمی مركب از  فرشبافان پیش كسوت و استادان برجسته دانشگاه هنر اسلامی(تعامل مهارت سنتی با دانش امروزی)، برای بررسی و چگونگی به فعلیت رساندن این ایده هنری به شور پرداختند. آنان از همان ابتدا به این نكته واقف بودند كه تولید چنین اثری، بی شك از ظرافت ها و حساسیت های خاصی برخوردار است که تمام جوانب آن باید با دقت فراون سنجیده شود.

هشت نفر با نظارت یک استاد کار برجسته و با نیت پاک و خالص فعالیت خود را آغاز نمودند.  آیات قرآن کریم تنها توسط یک فرشباف ماهر بافته شده است. چهار نفر ماموریت داشتند پس از بافت هر سطر از آیات، آن را به دقت با نسخه اصلی  قرآن مجید مطابقت دهند تا بدون هیچ نقص و اشکالی کار را به پایان برند. دانشجویان نیز در کنار استادان خود درس هنر و معنویت می آموختند.  آری، آنها شش سال بدون وقفه، وجود خویش را وقف گره زدن آیات الهی نمودند.

هر كه مختصر آشنائی با هنر فرشبافی داشته باشد، خوب می داند كه 76 صفحه پشت ورو( 38 تخته) فرش دستباف با خط عثمان طه، در ابعاد45 در70 سانتیمتر و بالغ بر 62 میلیون گره متقارن و نامتقارن در تار و پودی از ابریشم و پشم، چه كار دشوار و طاقت فرسایست كه شاید حتی تصور آن ناممكن باشد كه البته اراداه قوی، برخاسته از اوج ایمان، عشق و تعهد هنرمندان ایرانی آن را ممكن ساخت.

http://up.iranblog.com/images/n9x3894zapjkz5pmn7r.jpg

گوئی  هنرمندان دركارگاه فرشبافی، با دل وجان و از عمق وجود، " تار" و "پود" ابریشمین مصحف شریف را، نه بر "دار" قالی، كه به جان خویش"گره" می زدند. هیچ نمیدانم در انفاس پاكشان، آن هنگام كه "شانه" بر آیات جمیل حق می زدند چه غوغایی به پا بود. اما به یقین می دانم،  آنان با نفی هر گونه فردیت، دل در گروه وحدانیت الهی نهاده وبا نوای دلنشین صبوح قدوس ربنا و رب الملائکته والروح به بافت آیات قرآن کریم می پرداختند.

كتابفرش نفیس قرآنی، كه با مشاركت فرشبافان سنتی و استادان دانشگاه هنر اسلامی تبریز آفریده شد، نمایانگر روح تعهد و التزام دینی هنرمندان مسلمان كشورمان است كه بار دیگر بر تارك هنر این سرزمین درخشیدن گرفت كه به گفته مقام معظم رهبری : این فرش نفیس افتخاری ماندگار و یادگاری بسیار عظیم برای نظام جمهوری اسلامی است كه با عشق هنرمندان این سرزمین برخاسته است.

"یادداشت فوق  مورخه 89/12/19 در روزنامه رسالت انتشار یافت".


نوشته شده توسط: رضا عموزادی | آخرین ویرایش:سه شنبه 19 دی 1391 | نظرات ()

برچسب ها: فرش نفیس قرآنی ، دانشگاه هنر اسلامی ، هنرمندان فرش باف تبریز ، كتابفرش قرآنی ، كتاب فرش نفیس قرآن كریم تجلی هنر ناب اسلامی ، افتخار و یادگار ماندگار ، عموزادی ،

مرثیه ای برای "تــئـاتـر " ایران

دوشنبه 18 بهمن 1389  01:13 ق.ظ

نوع مطلب :هنر ،


http://teatresevvom.com/media/image/khabare%20roz/bddcb6d6fdbe086f5bfa4ffda6bff399.jpg

قصّه ی پر غصّه ی هنر مظلوم تئاتر در كشور ما حكایت دیرین و غمگنانه ی است بر پیكره نحیف و بی رمق آن، كه تنها در سال یك بار به بهانه ی جشنواره _ تئاتر فجر _ روحی در كالبد نیم جان آن دمیده می شود.

تاتر به رغم صداقت، خلوص و صمیمیتش  همواره با نامهربانی ها، بی مهری ها، و كم لطفی های فراوانی مواجه بوده و می باشد. كه گواه آن زخم ها و جراحت های بیشماری است كه به نام هنر و هنرمندانه بر آن وارد ساخته اند.

اگرچه داستان تراژدی _ هنر نمایش _ ریشه ای عمیق در گذشته های دور دارد. اما،  به جرات می توان گفت پس از پیروزی شكوهمند انقلاب اسلامی این هنر، آنچنان كه باید و شاید نتوانسته خود را با قافله انقلاب اسلامی همراه سازد. از اینرو با توجه به سپری شدن بیست و هشت دوره جشنواره تئاتر فجر، همچنان حوزه  هنر نمایش در بلاتكلیفی به سر می برد.

پندار درستی نیست كه مشكلات و معضلات پیش روی تئاتر كشور را در نبود سالن و یا بودجه و امكانات بدانیم بلكه آنچه باعث رخوت و سستی تئاتر كشور شده نبود تفكر و اندیشه ای هماهنگ در حوزه سیاست گذاری و برنامه ریزی است.

تئاتر در كشور نیازمند تحول و تغییری بنیادی است. این تحول  و دگرگونی در آغاز بایست در نگرش و اندیشه نخبگان و مسئولان فرهنگی اتفاق افتد تا فرجامی نیك در آن رقم زده شود.  

معضل دیگر هنر نمایش را باید در نبود همنوائی ، هم صدائی  و هماهنگی در بین دوستدارن و به اصطلاح اهالی آن دانست كه متاسفانه در حال حاضر نخبگان آن، هر یك با برداشت و تفسیر خود سكان این كشتی به گل نشسته  را بر عهده گرفته و تلاش می نمایند تا آن را به ناكجا آباد هنر برسانند.

تئاتر برای ادامه حیات خود نیازمند یك نهضت و همتی والا و جانانه از سوی دلسوزان، دلسوختگان  و مسئولان است  كه اگر چنین نشود  یقین بدانیم در آینده ای نه چندان دور باید در سوگ هنر تئاتر گریست و مرثیه ای دیگر سرود.

یادداشت فوق در پایگاه خبری شبکه نیوز و سایت خبری تحلیلی دادنا و شمال پرس منتشر شد.


نوشته شده توسط: رضا عموزادی | آخرین ویرایش:سه شنبه 19 دی 1391 | نظرات ()

برچسب ها: تئاتر ، مظلومیت تئاتر ، مرثیه ای برای تئاتر ، مشكلات تئاتر ، آسیب شناسی تئاتر ، عموزادی ، amoozadi ،

ملک سلیمان، نقطه آغاز تحول در سینمای ایران

یکشنبه 2 آبان 1389  09:15 ق.ظ

نوع مطلب :هنر ،

http://www.bornanews.ir/images/docs/000050/n00050211-b.jpg

پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، سینمای کشور همواره با فراز و نشیب های بسیاری مواجه بوده است. سینماگران متعهد و انقلابی، همواره در صدد به وجود آوردن سینمائی متناسب با هویت فرهنگی و اسلامی بوده اند. از اینرو این دسته از هنرمندان کوشش نمودند هنر سینما را در خدمت مفاهیم اصیل ارزشی و دینی بکار گیرند. بدین منظور مدتها مفاهیمی چون سینمای معناگرا یا همان سینمائی قدسی ودینی برای به تصویر کشیدن مضامین دینی و ارزشی با استفاده از قصه های قرآنی و روایت اسلامی، موضوع بحث و نظر مجامع ومحافل هنری بوده است.

اینک با گذشت سه دهه از عمر پر برکت انقلاب اسلامی خوش بختانه درخت پر بار اندیشه و تفکر هنر ارزشی و معنوی  به مدد تلاش های ارزنده هنرمندان فرهیخته و متعهد عرصه سینما به ثمر نشسته است. تولید آثار فاخر و با ارزشی همچون ابراهیم خلیل الله، مردان آنجلس، امام علی، مریم مقدس، تنهاترین سردار، ولایت عشق، یوسف پیامبرو... شاهدی بر این ادعا است.

فیلم سینمائی ملک سلیمان نبی (ع) نیز از جمله آثار با ارزشی است که بر گرفته از داستان زیبای یکی از پیامبران خدا - حضرت سلیمان - می باشد که در آیاتی از قرآن کریم به آن اشاره شده است.

شهریار بحرانی سازنده این فیلم با پشت سر گذاشتن تجربه ساخت فیلم مریم مقدس، این بار با بکارگیری از قابلیت های تکنولوژی های نوین در صنعت سینما و خلق صحنه هائی جذاب و حیرت انگیز توانست، ضمن توجه به سلیقه ی مخاطب امروزی خود، اثری متفاوت و منحصر به فرد به دنیای سینمای کشور عرضه کند.

کارگردان فیلم ملک سلیمان با شناخت کامل به ذائقه ی مخاطبین داخلی و خارجی تلاش نمود با استفاده از تکنیک های جهانی فیلم سازی و انتخاب داستانی با مفاهیم عمیق دینی راهی برای نفوذ در فضای بیکران سینمائی جهان بگشاید.

اما ملک سلیمان علیرغم تمامی جذابیت های بصری و صوتی، از نارسائی هائی در فیلم نامه برخوردار است که به نظر می رسد  نویسنده و کارگردان به جهت توجه بیش اندازه به ساختار تصویری، از پرداختن به برخی مسائل آن غافل شده است. بعنوان مثال فیلم در شخصیت پردازی برخی کاراکترها موفق نبوده است. برخی از شخصیتهای فیلم برای مخاطب ناشناس و مجهول باقی می مانند. هم چنین در معرفی ابعاد معنوی پیامبر الهی و وجه شاخص و برجسته حضرت سلیمان بعنوان بنده ی برگزیده الهی به خوبی پرداخت نشده است. به نظر می رسد کارگردان با علم بر اینکه مخاطبش حضرت سلیمان را به خوبی می شناسد، نیازی به معرفی همه ابعاد شخصیتی و زندگی او ندیده و بسیار موجزو کوتاه به آن اشاره کرده است.البته باید اذعان داشت، بحرانی در انتقال مفهوم دینی نهفته در فیلم که همان تقویت ایمان  ، ولایتمداری و مبارزه با شیطان درون است، سربلند بیرون آمده است.

درآیات متعددی از قرآن کریم به داستان زندگی حضرت سلیمان (ع) اشاره شده است. سراسر زندگی این پیامبر الهی لبریز از حکمت های پند آموزی است که با توجه  به جذابیت های آن، می تواند سوژه مناسبی برای ساخت فیلم بلند سینمائی باشد که بصورت سریالی در سینماهای کشور اکران شود. که اگر چنین اتفاقی مبارکی در عرصه سینمائی کشور رخ دهد، می توان امید آن داشت که  آشتی مردم با سینما فراهم گردد.

در هر صورت فیلم ملک سلیمان به جهت ساختاری هنرمندانه، متناسب با استاندارهای جهانی فیلم سازی  در انتقال مضامین دینی، نقطه آغاز تحولی بنیادین در سینمای کشور محسوب میگردد.که امیدواریم ادامه یابد.

این یادداشت در سایت " تابناک " و " شمال پرس " منتشر شده است.


نوشته شده توسط: رضا عموزادی | آخرین ویرایش:شنبه 8 آبان 1389 | نظرات ()

برچسب ها: ملک سلیمان ، تحول در سینمای ایران ، حضرت سلیمان ،

آن روز که مردها به وَرف چال رفتند

پنجشنبه 29 مهر 1389  07:20 ب.ظ

نوع مطلب :هنر ،

http://up.iranblog.com/Files73/50059a5c0d3448609c71.jpg

"آن روز که مردها به ورف چال (چاله یا چاه برف) رفتند"  عنوان نمایشی است که علیرضا سعیدی کیاسری از دوستان خوبم به نگارش در آورده و یاسر محمودی جوانی  علاقه مند که سالهای پیش شاهد فعالیت های نمایشی او در ساری بودم کارگردانی کرده است. اطلاع یافتم این نمایش به هفتمین جشنواره سراسری تئاتر ماه راه یافته. به دعوت سعیدی جهت دیدن این نمایش به تالار اندیشه حوزه هنری رفتم. جمعیتی از دختران و پسران ها باشکل ها و تیپ های جور واجور پشت درب های تالار منتظر ایستاده بودند. البته دیدن تیپ و قیافه های به اصطلاح هنری برای من جای تعجب نداشت و عادت به تماشای این صحنه ها در محافل هنری دارم. اما یه سئوال همیشه ذهنم را به خود مشغول میکند که چرا ؟برای اینکه دیگران بفهمند ما اهل هنریم، باید یه جوارئی با قیافه مان ور برویم.  مثلا موهای مان را ژولیده کنیم یا ریشمان را به یک شکلی در آوریم یا با پوزیشنی خاص سیگاری بر لب بگیریم  و یا  اینکه لباس نافرم بپوشیم. اصلا چه اصراری داریم حتما دیگران بفهمند ما هنری در چنته وجودی خویش داریم .حالا اگر کسی ندانست شما اهل هنرید آیا بی هنر می شوید؟ از آن گذشته مگر هنرمندی به شکل و فرم و کمپوزسیون بدن است؟ آنقدر که به قیافه هنری خود توجه کردیم از تفکر و اندیشه و قالب هنر خود غافل شدیم.

بگذریم... داشتم ازسعیدی و کارش می گفتم...

وارد سالن نمایش که شدم، گشتم و جائی را برای نشستن پیدا کردم بازیگران زن نمایش، با لباس سنتی و به زبان محلی مازندرانی به حضار خوش آمد می گفتند و شیرینی محلی تعارف می کردند ما هم بی نصیب نماندیم و مشتی از آن را نوش جان کردیم. چشمم به دکور زیبای نمایش افتاد. طراحی زیبایی داشت. از نمادها ی روستای استفاده شده بود. با دیدن دکور حسی خاصی به من دست داد. یاد فضاهای صمیمی، ساده و بی پیرایه شمال افتادم. در همین احساس غوطه ور بودم که صدای دست زدن های ممتد و یک پارچه ی تماشاگران مرا به خود آورد. مثل دیگران از جای خود بلند شدم تا متوجه یک اتفاقی در سالن باشم که چشمم به جمال هنرمند فرهیخته سینما و تئاتر کشور روشن شد. استاد عزت الله انتظامی عصا زنان در میان جمعیت مشتاق می آمد. استاد خیلی شکسته و پیر شده، گوئی عصا نیز دیگر طا قت بار سنگین خستگی او را نداشت آرام و آهسته قدم میزد. در بین گام های او، من نیزدر قاب ذهنم تصاویری از فیلم های ایشان را تدوین می کردم. یاد لحظه های افتادم که به عشق این استاد بزرگ برای دیدن فیلم به سینما می رفتم. او هنرمند بزرگی است اما چرا اینقدر غمگین و خسته ؟! به چند قدمی من که رسید حالش را پرسیدم. آهسته چیزی گفت. نشنیدم ... کاش شنیده بودم!!

نمایش شروع شده است. نوای زنده ی موسیقی محلی، حس و حالم را دگر گون میکند.(فکر کنم این حس برای همه مشترک بود). سعیدی دراین نمایش داستانی کهن از مردمان روستای آب اسک آمل را روایت می کند و آن را به رشادت ها و پایمردی ها رزمندگان غیرتمند این سرزمین پیوند می زد. آن روز که مردا به ورف چال رفتند قصه ی مردان و زنان پاک و با ایمان روستائی در دامنه ی رشته کوههای البرز است که شعر دلدادگی و عاشقی را می سرایند.

سعیدی در این نمایش تلاش می کند می کند از یک سو باورها، سنت ها، اعتقادات و فرهنگ ماندگار مردمان مازنی را بیان کند و از سوی دیگر رشادت ها، پایمردیها و جوانمردی و پهلوانی جوانان و پیران این سرزمین را رخ بنماید.  

باید به  دوست بسیار خوبم علیرضا سعیدی کیاسری تبریک بگوییم قصه ی ارزشمندی را روایت کرده است. البته دست یاسر محمدی کارگردان این نمایش هم درد نکند طراحی لباس، طراحی صحنه و موسیقی  همه در خدمت کار بودند. در بازیگری هم، بازیگران نسبتا خوب حاظر شدند.


نوشته شده توسط: رضا عموزادی | آخرین ویرایش:شنبه 1 آبان 1389 | نظرات ()

برچسب ها: ورف چال ، جشنواره تئاتر ماه ، علیرضا سعیدی کیاسری ، تیپ های هنری ،
  • تعداد کل صفحات:7  
  • ...  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7