تبلیغات
چَــمـتـا - مطالب هنر

التماس مدیری از مردم...!!

شنبه 27 شهریور 1389  11:49 ب.ظ

نوع مطلب :فرهنگ ،هنر ،


بالاخره پس از حرف و حدیث های فراوان، سریال قهوه تلخ به کارگردانی مهران مدیری، به بازار پر ماجرای محصولات خـــانگی آمد. مشتاقانه به چند سوپر مــارکتی برای خرید این مجموعه طنز مراجعه کردم و لی با کمال تعجب دیدم خبری از آن نیست!؟ پرسیدم : یعنی به این زودی تمام شده؟ گفتند: خیر، هنوز در برخی مراکز و مناطق توزیع نشده است.

 از سوپر مـــارکتی ها که ناامید شدم سری به یکی از مـــراکز محصولات فـرهنگـی خیابان انقلاب زدم و خوش بختانه سریال قهوه تلخ را به قیمت 2500 تومان تهیه کردم. اولین چیزی که نظرم را جلب کرد و مرا به فکر فرو داشت  این نوشته ی روی پاکت بود : خواهش میکنم کپی نکنید...!  که البته زیر این نوشته هم اسم و امضاء کارگردان این مجموعه یعنی مهران مدیری درج شده است.

بسته اول حاوی سه cd مربوط به قسمت های اول،دوم و سوم سریال است. cd اول را در داخل دستگاه گذاشتم. با گذشت چند دقیقه ی اول که شامل معرفی و تبلیغات بازرگانی بود شوکه شدم !!  مدیری قبل از شروع قسمت اول دقایقی با مردم حرف می زند، این کارگردان محبوب مجموعه های طنز کشور که انصافاً نظیر ایشان در این حوزه وجود ندارد، حین صحبت هایش چندین بار ملتمسانه به مردم می گوید : جان من ، جان من، جان من کپی نکنید... برید اصلش رو بخرید.

راستش را بخواهید خیلی ناراحت و عصبانی شدم. با خودم گفتم چرا هنرمندی که برای اثرخود زحمت کشیده، هزینه کرده،  وقت گذاشته، باید ملتمسانه از مردم بخواهد که از روی اثرش کپی نکنند؟! و بروند و اصلش را از بازار تهیه کنند! غیر مستقیم به ما بفهماند که بابا دزدی نکنیم، که این عمل غیر انسانی.غیر اخلاقی است.غیر قانونی است.غیر شرعی است.

 به نظرم با حرف های این کارگردان ممتاز طنز کشور باید به شعور فرهنگی ما بر بخورد. آخر این چه بساطی است که بر سر فرهنگ ما آمد؟ که سرمایه گزاران و پدیدآوردندگان باید با هزاران ترس و واهمه  تولیدات فرهنگی خود را در اختیار مردمان جامعه قرار دهند. واقعاً بنشینیم و قدری فکر کنیم که کجای کار ما ایراد دارد؟ پر واضح است که بخشی از اوضاع آشفته محصولات فرهنگی مربوط به آدمهای سودجو و فرصت طلب و به تعبیر بنده گداصفت است. اما آیا دستگاه های فرهنگی زیربط برای حمایت های مادی و معنوی تولیدکنندگان محصولات فرهنگی چاره ای اندیشیده اند؟

سال هاست سرمایه گزاران و کارگردانان سینمای کشور از وضعیت نابسامان کپی رایت (حقوق مالکیت‌های معنوی) می نالند. کدام دستگاه فرهنگی در کشور متولی ساماندهی این وضعیت آشفته و نابسامان است؟ چرا کنترلی جدی در جلوگیری از بازار سیاه کپی تولیدات فرهنگی و هنری صورت نمی گیرد؟ متاسفانه امروز ورود به بازار محصولات خانگی برای بسیاری از  تهیه کنندگان ریسک بزرگ محسوب می شود. مهران مدیری هم گوئی دندان حمایت و یا کنترل دولتی را کشیده است و خود با تدبیر ، برنامه ریزی و با نگرانی و هراس و صد البته به "ناچار" وارد این حوزه شده است.

در هر صورت توزیع محصولات فرهنگی مانند فیلم های سینمائی، سریال ها  و آلبوم های موسیقی در شبکه نمایش خانگی کار بسیار خوب و ارزنده ای است. و به نظر می رسد قهوه تلخ با شیوه ی جدید و نوین خود در نحوه ارائه و نمایش محصول، آغاز گر یک تحول اساسی در عرصه نمایش خانگی محصولات فرهنگی شود. اما باید فرهنگ صحیح تهیه قانونی آثار و تولیدات سینمائی فرا گیر شود. باید ما مردمان جامعه در حمایت مادی و معنوی آثار فاخر فرهنگی و هنری کشورمان کوشا باشیم.

انتشار یافته در:
عصر فردا

نوشته شده توسط: رضا عموزادی | آخرین ویرایش:پنجشنبه 29 مهر 1389 | نظرات ()

برچسب ها: قهوه تلخ ، مهران مدیری ، جان من کپی نکنید ، کپی رایت ،

دامن "هـنـر" را لکه دار سیاست بازی نکنید

سه شنبه 23 شهریور 1389  03:42 ب.ظ

نوع مطلب :هنر ،

هنر و هنرمند از دیرباز نزد ایرانیان از مقام و اعتباری خاص برخوردار بوده و همواره در ادوار گذشته هنرمند مورد ستایش و احترام مردمان سرزمین کهن و هنر پرور ما بوده است.

مضامینی همچون :

 غیر از هنر که تاج سر آفرینش است       دوران هیچ سلطنتی پایدار نیست.

هنر برتر از گوهر آمد پدید.

هنر نزد ایرانیان است وبس

هنرمند هر جا رود قدر بیند و بر صدر نشیند.

گواه این است که هنرمند نزد ایرانیان از جایگاه و منزلتی خاص برخوردار بوده است. از اینرو همواره نامداران و بزرگان هنر در کشور مورد تکریم و تعظیم بوده اند.

 متاسفانه اخیراً برخی گفتارها و برخوردهای متاثر از فضای سیاسی کشور موجب گشته که قدرو منزلت برخی هنرمندان فرهیخته ی کشور نادیده گرفته شود و هر فردی به خود اجازه  می دهد به راحتی در مورد هنرمندان برجسته و ممتاز کشورمان اظهار نظر کند و به بهانه انتقاد از از یک رفتار و برخورد ، او را با بدترین و زشت ترین الفاظ و کلمات مورد بی احترامی قرار دهد، که گاهی متاسفانه این گفتارها موجب رنجش خاطر هنرمندی گشته و ترجیح داده است از دست بی وفائی ها و نامهربانی های مردم به دیار دیگری بارسفر بندد.

یک هنرمند مانند هر انسان دیگری قدرت تشخیص دارد و صلاح خویش را بهتر  از هر کسی می داند.ما نمیتوانیم و  یا اساساً حق نداریــم برای هنرمنــــد ان تعیین تکلیف کنیم که چــگونه فکر کن! چگونه رفتار کن! و یا هــر کجا رفتار و کردارش بر مذاق ما خوش آمد او ر ا بر صدر بنشانیم  و تکریمش کنیم و هرگاه رفتاری از او سر زد که با طبع ما سازگار  نبود ذلیل و خوارش شماریم! این چه منطقی است؟

اعتبار هنرمند به هنـر اوست و از اینرو شایسته تکـــریم و تعظیم است. اگر رفتاری و یا گفتاری از او را نمی پسندیم نباید اخلاق و کرامت انسانی را زیر پا بگذاریم و او را آماج تهمت و بد اخلاقی های خود قرار دهیم.که این دون شان انسانیت ماست.

متاسفانه  شخصاً در بعضی از سایت ها مطالبی راجع به برخی از هنرمندان شناخته شده و مشهور در عرصه موسیقی و فیلم  کشور خواندم که دقایقی انگشت به دهان ماندم. واقعاً به چه بهائی ؟!  صرفاً به بهانه ی طرفداری از یک جناح خاص سیاسی و یا فلان آدم ! هنرمندان فرهیخته کشورمان را دل آزرده و رنجیده خاطر نسازیم.

آیا هنرمندی که هنر خود را با خون دل و سختی و مرارت ها بدست آورده. و برای اشاعه ی هنر اصیل کشورش تمامی رنج ها را به جان و تن خریده است، شایسته این همه تندی و تحقیر و ناسزاست؟

اگر مرهمی بر زخم هایشان نمی گذاریم  چرا نمک پاش دل ریششان هستیم.

دوستان عزیز شرافت و ارزش "هنر" فراتر از "سیاست" است. ساحت هنرمند ایرانی مبرا از بی حـرمتی و بد اخلاقی است. دامن هنر را لکـــه دار سیاست بازی های خود نکنید. بیاییم به توصیه ی شیخ اجل سعدی عمل کنیم و هنرمندان عــــزیز و محبوب مان را قدر نهیم و بر صـــــدر نشانیم .

انتشار یافته در: شمال پرس


نوشته شده توسط: رضا عموزادی | آخرین ویرایش:سه شنبه 13 مهر 1389 | نظرات ()

برچسب ها: سیاست زدگی ، تکریم و تعظیم هنرمند ، سیاست زدگی هنر ، استاد افتخاری از کشور کوچ کرد ،

کوتاهی سینمای کشوردر ترویج فرهنگ مهدویت

یکشنبه 3 مرداد 1389  02:40 ب.ظ

نوع مطلب :هنر ،

http://www.ido.ir/myhtml/article/1388/m01/13880126041.jpg

یکی از مصادیق بارز در مقوله جنگ نرم هجمه تمام عیار به اعتقادات و ارزش های اسلامی و دینی و به عبارتی هجمه ایدئولوژیکی است. جهان غرب با بهره گیری از کمپانی های بزرگ من جمله کمپانی های رسانه ای و در راس آن هالیوود تمامی تلاش خود را در ترویج فرهنگ و اعتقادات بی پایه و اساس خود و تخریب باورها و اعتقادات دشمنان خود به ویژه اسلام به کار گرفته است. سیاستمداران غربی از ابزار رسانه به خصوص سینما به جهت ضریب نفوذ و تاثیر گذاری عمیق آن هیچ گاه غافل نشده بلکه هر روز بر قدرت و گسترش آن و باحمایت های اقتصادی بی چون چرای خود، بر طبل آن کوبیدند.

یکی از موضوعاتی که به خصوص در دهه گذشته سوژه ی اکثر آثار سینمائی هالیوود بوده و از فروش بسیار بالائی در جهان برخوردارشد موضوع آخرالزمان و منجی موعود است. صهیونیست مسیح و یهود در تلاش است با ساخت و تولید اینگونه فیلم ها به مردمان جهان القاء کند که یگانه منجی عالم بشریت ایالات متحده آمریکا است که نمونه بارز و آشکار آن را می توانید در فیلم پر طرفدار و پر فروش 2012  ببینید. باور پذیر نیست که بگوئیم فیلم های هالیوود بدون هدف و برنامه ریزی تنها به جهت جذب گیشه دنیا تولید می شوند. به آشکاری می توان دست سیاست مداران و تصمیم گیران صهیونیست را در تهیه خوراک های فکری سازندگان اینگونه فیلم ها مشاهده کرد. چرا که تنها در دهه گذشته قریب به 19 فیلم در سینمای هالیوود با مضامین آخرالزمان و منجی موعود ساخته شده. به گفته یکی از کارشناسان برجسته رسانه کشور 60 درصد از پرفروش ترین فیلم های هالیوود به مفهوم آخرالزمان اختصاص دارد حال آنکه متاسفانه آثار سینمائی کشورمان با موضوع مهدویت و فلسفه ی منجی موعود به یک درصد هم نمی رسد.با مروری به تولیدات آثار سینمائی کشور در دهه هشتاد می بینیم اگرچه به ندرت اتفاقات خوشایندی در برخی از حوزه های سینمائی افتاده است اما در پرداختن به مضامین مهدویت و انتظار موعود سینماگران ما کوتاهی کرده اند.امروز که قلب آحاد مردم جامعه ما مالامال از عشق به ظهور منجی و مصلح آخرالزمان می تپد. دیگر سکون و بی حرکتی سینماگران کشور قابل پذیرش نیست. سینمای معنوی باید در این جنگ و رویاروئی پیش رو و پیش قراول باشد.ترویج و تبلیغ فرهنگ مهدویت و انتظار منجی موعود حضرت مهدی (عج) امروز نیازمند حضور فعال هنرمندان از جمله سینماگران کشور ماست همچنین باید سیاست گذاران ، نخبگان و تصمیمم گیران فرهنگی تمامی اهتمام خویش را به منظور اعتلای هنر سینمای کشور به کار گیرند چرا که رسانه سینما نقش حائز اهمیتی در انتقال مفاهیم و تاثیرگزاری فرهنگی دارد و به تعبیر مقام معظم رهبری اعتلای سینمای كشور، نیازی محسوس است و همه باید این حقیقت را دریابند كه هنر مهم و بسیار برجسته سینما برای كشور، یك نیاز و ضرورت محسوب می‌شود.

انتشار در سایت الف




نوشته شده توسط: رضا عموزادی | آخرین ویرایش:یکشنبه 10 مرداد 1389 | نظرات ()

برچسب ها: سینمای مهدویت ، هالیوود ، آخرالزمان ، سینما ، فرهنگ مهدویت ، صهیونیست مسیح و یهود ،

رسانه ای عاری از شادی

دوشنبه 28 تیر 1389  05:13 ب.ظ

نوع مطلب :فرهنگ ،هنر ،

http://www.jamejamonline.ir/Media/images/1387/01/12/100934638528.jpg

روی صحبتم با ریاست محترم رسانه ملی کشور است. جناب آقای ضرغامی،  من و خانواده من و مردمان جامعه من تا کی باید بنشینیم و نظاره گر برنامه های کسل کننده و ملال انگیز شما از صدا و سیما باشیم.

جنابعالی بهتر از هر کس می دانید که یکی ازکارکرده های مهم رسانه ملی ایجاد شور و نشاط و شادمانی در جامعه است. بسیاری از جامعه شناسان و روان شناسان معتقدند نشاط و شادمانی موجب پیشرفت و توسعه اجتماعی ، اقتصادی و فرهنگی است. شادی ونشاط یک نیاز فردی واجتماعی ویک ضرورت برای تأمین سلامت روان به شمارمی آید. در سایه شادی است که زندگی معنا و مفهوم پیدا می کند و دلها بهم نزدیک می شود و شادی اجتماعی، بهداشت روحی و روانی برای افراد جامعه ایجاد میکند.

 سهم شما و مدیران شما در ترویج فرهنگ شادی و نشاط در جامعه چقدر است؟ چرا صدا و سیما از فرصتها ی پیش رو در اعیاد ملی و مذهبی  به خوبی استفاده نمی کند؟ ایام ماه شعبان، ماه شادی، شور، شعف و شادمانی شیعیان است. فرصتی بسیار مغتنم پیش روی مدیران سازمان صدا و سیما  که متاسفانه به راحتی با ساخت چند برنامه روتین تکراری و کسل کننده وبدون هیچ گونه خلاقیت و جاذبه هنری از دست می رود . اگرچه در تقویم سالانه ما ایرانیان بسیار است از ایامی که شادی آفرین هستند. اما رسانه ملی کمتر به این مهم توجه میکند و با ساخت چند برنامه سطحی از آن میگذرد. به اعتقاد بنده بین برنامه های مناسبتی سوگواری و اعیاد تفاوت چندانی دیده نمی شود.

پخش گفتگوی های دو نفره و چند نفره و بعضاً خسته کننده  در ایام عید آن هم در تمامی شبکه ها برای آحاد مردم خارج از حوصله بوده و شادی آفرین نیستند. مخاطبی که در ایام عید پای گیرنده تلوزیون می نشیند حوصله وعظ و خطابه و سخنرانی را ندارد.  بلکه  او به امید پخش تصاویری شادی آفرین، موسیقی های زیبا، آوازهای دلنشین و برنامه های مفرح  و سرگرم کننده پای گیرنده خود می نشیند. بارها و بارها اتفاق افتاده است افراد در یک روز تعطیل و عید ترجیح میدهند دور هم پای برنامه های رسانه ملی بنشینند ولی متاسفانه چون در هیچ شبکه ای نیاز خود را نمی یابند با عصبانیت گیرنده خود را خاموش می کنند و در پی سرگرمی های دیگری می روند. مولودی ها و سرودها ی مذهبی هم  آنقدر کوتاه و ناقص ودر ساعاتی نامناسب پخش می گردند که هیچ حسی در بیننده برانگیخته نمی کنند. 

در یک بررسی کلی از برنامه های صدا و سیما به وضوح جای خالی برنامه های شادی آفرین را میتوان حس کرد. چرا رسانه ملی ما در گریاندن و یا نشان دادن غم ومصیبت به وظایف خود به شایستگی عمل میکند اما در پرداختن به شادی و نشاط در اعیاد دینی و مذهبی بسیار ناتوان است.

ریاست محترم سازمان صدا و سیما، در عصری که دنیا اسب ماهواره را زین کرده و چهار نعل می تازد و در برهه ای که بر روی هر بام و تراسی بشقاب های آهنین ، جهان را در جعبه کوچک تلوزیون خانه ها به نمایش می گذارد. باید فکر ی جدی و عاجل به حال رسانه ملی شود. بدون شک برنامه های امروز رسانه ملی به ویژه در بخش سرگرمی و طنز نیازخانواده ها به خصوص جوانان را برآورده نمی سازد.

به نظر میرسد با توجه به اهمیت موضوع شادی و نشاط اجتماعی و تاثیررسانه ملی درایجاد روحیه امید به زندگی، شبکه ای با رویکرد صرفاً سرگرمی و طنز تحت عنوان شبکه خنده و سرگرمی به شبکه های تلوزیون اضافه گردد.

چو شادی بکاهد بکاهد روان              خرد گردد اندر میان ناتوان

 



نوشته شده توسط: رضا عموزادی | آخرین ویرایش:چهارشنبه 6 مرداد 1389 | نظرات ()

لینك های مرتبط: تابناک ، الف ، عصر فردا ،
برچسب ها: شادی و نشاط ، رسانه ملی ، ریاست رسانه ملی ، کارکرد رسانه ، نشاط اجتماعی ،

واکنش به یک تیتر

دوشنبه 17 خرداد 1389  11:49 ب.ظ

نوع مطلب :هنر ،

حتماً دوستان این خبر رو شنیدند که : خواننده پرآواز ایرانی (استاد محمد رضا شجریان) اخیراً برای اجرای کنسرت های موسیقی سنتی به کشور های مختلف سفر می کنند. این استاد بزرگ موسیقی سنتی کشور بعد از برگزاری چند کنسرت در استرالیا مدتی است که به آمریکا اومدن و میهمان مردم شهر هیوستن تگزاس آمریکا هستند. شهردار  این شهر  به دیدار استاد شجریان رفت و ضمن قدردانی از ایشون تقدیر نامه ای رو به ایشون تقدیم کرد. در این تقدیر نامه، شهردار روز 25 ماه می 2010 را روز موسیقی ایرانی نامگذاری کرد. خوبه که این مطلب رو هم بدونین که این شهر بالغ بر هفتاد هزار ایرانی داره و این کنسرت هم به همت کانون فرهنگی ایرانیان هیوستن تشکلیل شده و با استقبال بی نظیر ایرانیان هم مواجه شد.بلا فاصله این خبر روی تلکس خبری کشور منتشرشد. در این میان سایت البرز نیوز تیتر عجیبی رو برا این موضوع انتخاب کرد که موضوع این یاد داشت رو به همراه داشت. البرز نوشت :

"«روز موسیقی سنتی ایرانیان» کوتاهی ایرانیان پیش دستی آمریکا"

نمیدونم هدف و منظور البرزی ها برا درج این تیتر چی بود؟ و بازهم نمیدونم که چه اصراری دارند بعضی ها هم چیز رو قاطی سیاست کنند. گیرم شهردار یک شهری از موسیقی ایرانی خوشش اومده و یه روز رو هم به احترام میهمانان هنرمندش روز موسیقی ایرانی نام گذاشت. خوب ؟! که چی؟ حتماً میدونید که سیاست های کلان کشور آمریکا رو شهردارها تعیین نمی کنند، اساساً شهرداریها سیاسی نیستند واکثراً رویکرد علمی و فرهنگی دارند. چطور به همین راحتی میگین:" پیش دستی آمریکا و کوتاهی ایران" ، عمراً سیاستمدارن آمریکائی اجازه بدن یک روز درکشورشون بطور رسمی روز موسیقی سنتی ایرانی اعلام بشه.دلیلی هم برای اینکار نمی بینند. اگه شهردار شهری در گوشه ای از کشور اقدامی کرد شما اون رو اقدامی ملی قلمداد می کنید؟ از طرف دیگه چه کوتاهی از ایرانیان (منظورتون حتماً مسئولان بود دیگه؟) سرزده ؟ گوئی تمام مشکلات موسیقی کشور حل شد و فقط مونده یک روزکه به نامش بشه؟ با توجه به اینکه مقوله موسیقی در کشور ما با چالش جدی روبه رو هست نامگذاری یک روز به نام موسیقی چه دردی را دوا میکنه؟ تازه، این همه روز و هفته که تو تقویم کشورمون نوشته شده گره از کدام مشکل وا کرد( روز سعدی روز فردوسی روز خیام روز عطار .... )که حالا روز موسیقی ایرانی هم بخواد اضافه بشه.

قصدم دفاع از عملکرد مسئوالان و مدیران فرهنگی نیست نه ! اگه خوش بینانه به موضوع نگاه کنیم و سیاسی نبینیم، شاید چیزی که در این خبر قابل توجه باشه و باید به اون پرداخته می شد نوع نگاه شهردار  شهر هیوستن (ایالت تگزاس) به فرهنگ و هنر اصیل یک ملته که براش ارزشمند جلوه کرد و این تصمیم رو گرفت. مسئله ای که باید شهردارهای کشور عزیزمون درس بگیرند. بالاخره بخشی از امکانات و منابع مالی فرهنگ و هنر شهر بخصوص در کلان شهر ها در اختیار شهرداری هاست. اگه خاطرتون باشه چند وقت پیش محمد رضا لطفی استاد موسیقی سنتی و نوازنده تار کشورمون با چه مشکلاتی برای اجرای کنسرت موسیقی در برج میلاد مواجه بودند  و مجبور شدند نامه گلایه آمیزی به شهردار تهران بنویسند. ( اینجا رو بخونید) شهردار هر شهری باید تمام تلاش خود را در جهت ترویج هنر بومی و اصیل اون منطقه و حمایت های مادی و معنوی هنرمندان شهرش بکاربگیره.

به نظرم رسانه ها هم با توجه به رسالت مهمی که دارند باید به جای پرداخت به موضوعات کم اهمیت و غیر ضرور به موضوعات عمیق تر و جامع تر بپردازند


نوشته شده توسط: رضا عموزادی | آخرین ویرایش:سه شنبه 18 خرداد 1389 | نظرات ()

برچسب ها: استاد شجریان ، البرز نیوز ، هیوستن ، شهرداری ،

رفت و آمد مدیریتی در حوزه ی اهل هنر

پنجشنبه 30 اردیبهشت 1389  01:12 ب.ظ

نوع مطلب :هنر ،گزارش و خبر ،

چند روز پیش(25 اردیبهشت89) تالار اندیشه حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامس شاهد مراسم رفت و آمد ( تودیع و معارفه)مدیریتی بود. حسن بنیانیان پس از هشت سال عهده داریه مسئولیت این حوزه رفت و جای خودش رو به محسن مومنی داد.

جماعتی از اهل فرهنگ و هنر و برو بچه های حوزه برای تماشای این صحنه دور هم جمع شده بودند.

اولین فردی که پشت میکرفون با دعوت مجری رفت حاج آقا خاموشی رئیس سازمان تبلیغات اسلامی بود. اون مثل همیشه صحبت ها ی خودش رو با آیه های زیبائی از قرآن شروع کرد. ایشون سلیقه به خرج دادن و لا به لای صحبت خاطره ای از سردار علی هاشمی تعریف کرد ( سردار دلاور هور که بعد سا لها  چند روز پیش پیکرپاکش بر دوش نماز گزارن جمعه تشیع شد). رئیس سازمان تبلیغات دغدغه ی اصلی حوزه هنری رو تولید محتوای هنری برخاسته از اندیشه های ناب اسلامی و دینی دونست. او با اشاره به متن حکم رئیس جدید حوزه ، مطالبات خودش رو این چنین دسته بندی کرد:

1.       تحولات ساختاری.

2.       بکار گیری نیروهای حزب الهی و ولایت مدار و دینی.

3.       سمت گیری حوزه به سمت آثار الگوئی و محتوائی.

4.       توجه به فرایند اقتصاد فرهنگ.( تولیدات حوزه  هنری در سبد مصرف کالای مخاطبان قرار گیرد)

5.       طراحی و برنامه ریزی و بازخورد گیری.

دومین فردی که دعوت شد برا صحبت، آقای بنیانیان بود. ایشون با همون ته لهجه زیبا و آمیخته با کمی بغض با یاران قدیمش حرف زد و ازهمه شون حلالیت طلبید. بنیانیان با اشاره به صحبت های اخیر رهبری که فرموده بودند: عرصه فرهنگی ، عرصه جهاد است گفت: "تنها کسی میتونه در این حوزه خدمت کنه که نگاهش ، نگاه جهادی باشه" رئیس پیشین حوزه هنری معتقد هست که :" جنگ تمام نشده بلکه از حالت نظامی به شکل فرهنگی تغییر چهره  داده"

نفر سوم دکتر مجتبی رحماند دوست نویسنده کشور و مشاوره رئیس جمهور بود. رحمان دوست کلی از رفقای قدیمش حسن آقا و آقا محسن تعریف کرد. این جانباز جنگ در تبریک موفقیت های پایان کار رئیس پیشیین حوزه گفت: "خرم آنکس که به جلالت بی آید و به کرامت برود"

مشاور رئیس جمهور هم چنین کلی از اوصاف مومنی گفت و گفت :" مومنی هنرمندی درجه اولی است که هنر و اجراء را به خوبی می شناسد"

تا فراموش نکردم بگم که آقای بنیانیان طی حکمی مشاور مهندسی فرهنگی و هنر دینی رئیس سازمان تبلیغات شد. ( خدا رحمت کنه پدر اون کس رو که در نظام اداری ما سمت مشاور رو باب کرد)

حالا دیگه نوبت مومنی بود که بیاد چند کلامی با اهل هنر صحبت کنه. آقا محسن (مومنی) ترجیح داد به جای حرف زدن از روی نوشته بخونه .اگرچه گفت: خوندن سخت تراز حرف زدنه ولی انصافا خوب خوند جوری که احسنت برخی حضار رو به همراه داشت. بالاخره هر چی باشه نویسنده است دیگه. رئیس جدید حوزه هنری گفته که :" ساحت هنرمندان حوزه از آثار سخیف و عوامانه مبرا بوده است و به همین خاطر است که آثارشان با نگاه محترمانه و عزیز نگریسته می شود."

وی در پایان سخنانش این شعر معروف رو خواند : خدایا چنان کن سرانجام کار/ تو خشنود باشی و ما رستگار.

راستی اینو هم بگم که دو تا کلیپ، یکی مربوط به خدمات رئیس قدیم و دیگری درخصوص معرفی رئیس جدید پخش شد و هم چنین رضا مهدوی رئیس مرکز موسیقی حوزه هنری بر سنتورش نواخت و مهدی نظری هم با صدای خوبش همراهی کرد.

 


نوشته شده توسط: رضا عموزادی | آخرین ویرایش:جمعه 5 شهریور 1389 | نظرات ()

  • تعداد کل صفحات:7  
  • ...  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7